تکنیکهای موفقیت



لزوم تحول



مهمترین چیزی که قبل از شروع مراحل تحول در زندگی باید بدان توجه کرد ، احساس نیاز
و به بیان بهتر " تشنه بودن برای تحول" است . باید با تمام وجود به جایی
برسیم که باید زندگی روزمره را تغییر داده و به سمت بهتر شدن حرکت کرد.

اهمیت تشنه بودن برای
رسیدن به هدف در هر راهی که نیاز به اراده و صبر و استمرار دارد ، قابل انکار
نیست.

می گویند در یک مهمانی ، صاحبخانه فراموش کرده بود آب بر سر سفره بگذارد ، مدتی
گذشت و مهمانها یکی یکی تشنه شدند ، اما تنها به گفتن اینکه "تشنه شدیم"
و "آب کجاست" اکتفا می کردند ، میزبان که مرد زیرکی بود ، در دلش گفت
اینها در واقع هیچ کدام تشنه نیستند .

ناگهان یکی از مهمانها
از جای خود برخاست و در حالی که اطراف را به جستجوی آب نگاه می کرد گفت : "
پس این آب کجاست؟"

میزبان با دیدن تلاش مهمانش ، رو به سایر میهمانها کرد و گفت :" هیچ کدام از
شما در واقع تشنه نیستید ، تشنه ی واقعی کسی است که به طلب آب از جای خود بر می
خیزد و به دنبال آن همه جا را جستجو می کند.



قدم اول تحول نیز "تشنه بودن" است ، باید بخواهیم و سپس از جایی
که هستیم برخیزیم و حرکت کنیم .



عوامل مؤثر بر شکل گیری تحول



در قسمت اول ، پیرامون لزوم تحول و تشنه بودن برای پیشرفت و
تحول

صحبت کردیم در جلسه ی دوم چند عامل مهم برای شروع تحول را بیان می کنیم



1.پرهیز از وعده دادن و امروز و فردا
کردن:


یکی از بزرگترین مشکلات ما همین است که هر زمان می خواهیم تغییر در زندگی و اجرای
برنامه هایمان را آغاز کنیم معمولا چنین جملاتی به کار می بریم:

"از فردا شروع می
کنم."

" الان حوصله شو
ندارم"

" از ماه بعد آدم
جدیدی می شم"

دلیل اصلی به کار بردن
چنین جملاتی این است که یا تشنه ی تحول و تغییر نیستیم و یا آنقدر افق هایمان دور
و دست نیافتنی و آرمانی است که ذهن ما نمی تواند برای آن برنامه ریزی کند.

2.شروع
به انجام تغییرات جزئی


همانطور که در قسمت قبل گفتیم ، ذهن ما طوری ساخته شده که تمایل برای برنامه
بلندمدت ندارد، برعکس از تغییرات کوچک استقبال می کند، طبیعی است که در مقابل هر
تغییر کوچکی مقاومت خواهد شد.چنانچه این مسئله حتی قانون فیزیکی است، قانون سوم
نیوتن می گوید، " در مقابل انجام کار مقاومت خواهد شد." در مقابل ، ما
به عنوان کسی که می خواهد تغییر در زندگی خود به وجود آورد باید از تغییرات کوچک و
جزئی شروع کرده و خود را پایبند به آنها کنیم تا مجموع این تغییرات کوچک ، عادات و
رفتارهای ما را تغییر داده و منجر به تحولات بزرگ در زندگی مان شود.

 



به مثالهای زیر توجه
کنید:



تصمیمی که داریم     
                     
                     
   مثال برای تغییرات جزئی


کاهش وزن                   
                     
                 ممنوع کردن
صرف شیرینی

کاهش تدریجی حجم شام

روزانه 15 دقیقه پیاده روی



بهبود عملکرد در محل کار             
                    
       صبح 15 دقیقه زودتر به محل کار رفتن

شروع خواندن یک کتاب برای کسب مهارتهای شغلی



روابط بهتر با همسر                
                   
   همسر را با لحنی محبت آمیز صدا زدن

افزایش تعداد دفعات لبخند زدن به همسر

3بار تعریف کردن از همسر در روز

3.شرطی
شدن :
شرطی
شدن سه مرحله مهم داشته و در راه ایجاد تحول، نقش مهمی ایفا می کند. شرطی شدن در
واقع عادت کردن تدریجی به برخی تغییرات است. مراحل شرطی شدن به این ترتیب است:

شرط
گذاری ، مراقبت ، حساب و کتاب

حال
به توضیح هر یک می پردازیم:



الف) شرط گذاری: همانطور که گفتیم ذهن
ما وعده های طولانی مدت را نپذیرفته و به سختی برای آن برنامه ریزی می کند . مثلا
کسی که می گوید " دیگر از این پس دروغ  نمی گویم " نمی تواند از
ذهن خود توقع برنامه ریزی برای رسیدن به چنین مقصودی را داشته باشد.



پس چه بهتر که ذهنمان را با تصمیمات خودهمسو کنیم تا نتیجه ی بهتری به دست آید، به
همین منظور ما شرط های کوتاه مدت یک روزه با خود می گذاریم ، مثلا من "
امروز" برای کاهش وزن خود شیرینی نمی خورم. به همین ترتیب می توانیم موارد
دیگری را نیز به شرط گذاری روزانه خود اضافه کنیم.



به طور مثال مثال :

" امروز سر کلاس
با دقت به حرف های اساتیدم گوش می دهم."

" امروز در محل
کار بهترین بازده را خواهم داشت."

"امروز به پدر و
مادرم بی احترامی نمی کنم."

" امروز به همسرم
در کارهایش کمک می کنم."

و....

 

دقت کنید که شرط ها
برای همان روز است . یعنی به ذهن خود بگویید " همین امروز این موارد را رعایت
کن نه تا آخر عمر" بهمین ترتیب اگر در روزهای دیگر هم به همین ترتیب پیش
برویم می توانیم به تدریج تغییراتی مهم را در خود به وجود آوریم. این از مرحل شرط
گذاری.



ب) مراقبت: همانطور که در بخش
قبلی گفتیم ، بلافاصله پس از تصمیم به تغییرات کوچک ، موانع سر راه ما سبز می شوند
و در واقع در مقابل تغییر ، مقاومت می شود. گفتیم که این یک " قانون طبیعی
" است.

پس برای اجرای صحیح شرط هایی که صبح با خود گذاشته ایم ، احتیاج به " مراقبت
" داریم، یعنی باید همواره مراقب مقاومت و تله هایی که بر سر راه پایبندی به
شروط صبحگاهی ما قرار می گیرد ، باشیم و منتظر چنین مقاومت هایی و آماده برای
مقابله با آن باشیم.

بنابراین ، پس از شرط
گذاری صبحگاهی، نیاز به مراقبت از شروط و قول و قرار های خود در طول روز داریم.

حال چناچه مراقبت هم
کردیم ولی باز هم در تله ی عادات گذشته ی خود گرفتار شدیم چه کنیم.

مثلا شرط گذاشتیم برای
کاهش وزن شیرینی نخوریم. طبق قانون مقاومت در مقابل تغییر ، همان روز همکار ما با
یک جعبه شیرینی تر به محل کار آمد، ما هم علی رغم مراقبت نهایی تسلیم شدیم و چند
شیرینی تر خوردیم! اکثر ما در چنین مواقعی به خاطر اراده ضعیف یا راحت طلبی می
گوییم، " امروز که خراب شد ، باشه از فردا شروع می کنم" .این دقیقا خطای
بزرگتری از تسلیم و زیر پا گذاشتن شرط است.



راه درست این است که در درجه نخست مراقبت و قدرت اراده خود را بالاتر ببریم تا
چنین اتفاقی نیفتد ، اما چناچه به هر دلیلی شرط خود را زیر پا گذاشتیم ، بلند
شویم  و در ادامه روز به شرط و مراقبت خود ادامه دهیم.

لطیفه ای هست که می گویند، " فردی در
یک خیابان شلوغ و پرتردد زمین خورد و برای این که در مقابل مردم ضایع نشود تا مقصد
نیم خیز رفت."

ما به این لطیفه و کار
فرد می خندیم ولی در واقع در مواردی خود ما نیز پس از زمین خوردن سینه خیز می رویم
و این تله ی جدی تری است که باید مراقب آن باشیم و چناچه شرط خود را زیر پا
گذاشتیم  بلند شویم و باز به راه خود ادامه دهیم و تصمیم بگیریم در ادامه ی
روز بیشتر مراقب باشیم.

ج)
حساب و کتاب
: در پایان هر روز با
مرور شرط های صبحگاهی و مراقبت هایی که در طول روز داشتیم عملکرد خود را بررسی
کرده و نقاط قوت و ایرادت خود را تحلیل می کنیم.

درست مثل یک تیم فوتبال که پس از انجام هر بازی ، با دیدن فیلم آن بازی ، عملکرد
خود را بررسی و تحلیل می کنند، ما نیز در پایان روز باید آنچه را در طول روز
گذشته، بازبینی کنیم، اگر در پایبندی به شرط موفق بوده ایم ، خدای خود را شکر کنیم
و چنانچه  در تله افتادیم و شرط را زیر پا گذاشتیم ، مراقب باشیم تا روز بعد
در آن تله  که موجب شکستن شرط شده است ، نیفتیم.

در این جلسه می خواهیم کمی پیرامون مغز و ذهنمان صحبت
کنیم.

مغز انسان قابلیت های خارق العاده ای دارد، به طور که از
آن به "پیچیده ترین رایانه جهان" یاد می کنند.

جالب است بدانید کار یک ثانیه ی مغز انسان برابر است با صد
سال کار یک سوپر کامپیوتر که می تواند 4 میلیون محاسبه در ثانیه انجام دهد.

با این تعاریف نابغه کسی است که تنها از 15 درصد ظرفیت مغز
خود استفاده می کند، چنانچه ما تنها از نیمی از ظرفیت مغز خود استفاده کنیم می
توانیم در چندین رشته ی دانشگاهی دکترا بگیریم و به چند زبان زنده ی دنیا مسلط
شویم.

می توان گفت دلیل اصلی عدم بهره گیری درست از ظرفیت مغزی،
انسانهایی دور و بر ما هستند، کسانی که با سخن گفتن از ناتوانی ها و کمبودها،
خلاقیت و امید را از ما می گیرند.

در این جلسه تلاش می کنیم ، ضمن آشنایی با مغز راه های
بهتر استفاده کردن از این ذخیره ی فوق العاده و عظیم خدادای را بیاموزیم.

مغز انسان به دو صورت تقسیم بندی می شود:



1)تقسیم به نیم کره ی چپ و راست: با توجه به عدم ارتباط بحث با این موضوع،
تنها به گفتن این جمله بسنده می کنیم که نیم کره ی چپ کارهای تحلیلی ، و قیاسی حرف
زدن را بر عهده دارد و نیم کره ی راست با تجسم فضایی ، قوه تحلیل و هنر ارتباط
دارد.

2)
تقسیم به نیمکره ی بالا و پایین : فرامین فعالیت های ارادی در نیمه بالای مغز و در
ضمیر خودآگاه ، و فرامین امور غیر ارادی در نیمه پایین مغز و در ضمیر ناخودآگاه
صورت می پذیرد.

کارهای ارادی مثل زمانی که خودمان را باد می زنیم ،
رانندگی می کنیم ، آشپزی می کنیم ، راه میرویم و تصمیم می گیریم . این اعمال مربو
ط به بخش خود آگاه ذهن است که شامل نیمه بالای مغز است.

کارهای غیرارادی مثل ضربان قلب ، هضم غذا ، عمل جریان خون
، این قبیل اعمال مربوط به نیمه پایین مغز است و نمی توان در آن دخل و تصرف کرد و
این همان ناخودآگاه ذهن است.

امابراستی چه تفاوتی بین خودآگاه و ناخودآگاه ذهن است؟




 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 




در قرآن با توجه به آیه 31 سوره بقره و آیه 53 سوره اسرا
درمیابیم ، ضمیر ناخودآگاه انسان همه کلمات را به دقت خارق العاده ای شناخته و به
محض شنیدن یک واژه معنی دار ، چه مثبت و چه منفی ، آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار
داده و با تکرار مکرر ، آن را بزرگ می کند و ما تازه به این موضوع و حقیقت رسیده
ایم که دین چه گفته ؟ و منظور از آیات الهی چیست ؟ و اینکه چرا در اسلام تاکید بر
تکرار اذکار گشته ؟ برای مثال چرا در روز دوشنبه 100 بار یا قاضی الحاجات می گوییم
؟

تمام این رموز در آیات قرآن کریم و بیانات رسول اکرم و
امامان و دین اسلام موجود است ، در حالی که دانشمندان در دانشگاه هاروارد و
استنفورد ، تازه به این نتیجه رسیده اند که رمز موفقیت در تکرار است ، امروزه
دانشمندان معتقدند که نبوغ اکتسابی است و 95 درصد از انسانها می توانند در یک
زمینه خاص نابغه شده و به نبوغ برسند ، وکلید دستیابی به آن فقط و فقط در سایه
تکرار است.

جا دارد برای تکمیل بحث مربوط به مغز ، چهار قانون کلیدی
مغز را نیز بیان کنیم :

قانون 1 – هرعملی که بصورت عادت وتکرار درآید کنترل عصبی
آن عمل از بالای مغز یعنی ضمیر خودآگاه به پایین یعنی ضمیر ناخودآگاه می رود . به
عبارت دیگر باتکرار یک عمل ارادی ، آن عمل تبدیل به یک عمل غیر ارادی میشود مثل
تایپ کردن...

قانون 2 _ هر پیامی که به مغز خطور می کند یا گفته می شود
در ضمیر ناخودآگاه تاثیر می گذارد و چنانچه تکرار شود ، اثر آن چندین برابر خواهد
بود. روزانه 5 هزار اندیشه از مغز ما عبور می کند و متاسفانه اکثر این اندیشه ها
منفی است.

بنابراین باید بسیار مراقب واژه هایی که به کار می بریم ،
موسیقی هایی که گوش می دهیم ، حرفهای اطرافیانمان و ... باشیم ، چرا که همه ی واژه
ها از نظر ضمیر ناخودآگاه بار معنایی مثبت یا منفی دارند.

مثلا وقتی می گوییم : من بدبختم ، ضمیرناخودآگاه این ورودی
را پذیرفته و تکرار می کند.

قانون 3 _ گاهی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه در زمینه ای باهم
درتعارض قرار می گیرند مثل زمانی که می خواهید ازپلی معلق عبور کنید . ناخودآگاه
به شما میگوید نرو ، دست و پا چلفتی و خودآگاه میگوید ، برو..ء

قانون 4 _ هرگاه ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه در انجام امری باهم به توافق برسند
توانشان در هم ضرب میشود و توانایی فرد در انجام یک رفتار چندین برابر میشود

گفتیم ذهن ما قابلیت های فوق العاده ای دارد و هر چقدر
بیشتر بتوانیم از قابلیتهای ذهنی مان استفاده کنیم ، نتیجه ی بهتری در زندگی خود
خواهیم گرفت.

حالا می خواهیم وارد تکنیک های ذهنی شویم و با بازیابی ذهنمان ، آن را برای رسیدن
به موفقیت پرورش دهیم. نخستین تکنیکی که فرا خواهیم گرفت ، "تلقین به نفس
و ورود به ضمیر ناخودآگاه با عبارات تاکیدی مثبت
" است.

این تکنیک تاثیر شگرفی بر رویدادهای پیش روی ما در زندگی
می گذارد ، در مورد تاثیر علمی عبارات تاکیدی مثبت در جلسات آینده صحبت خواهیم
کرد.

تلقین بهنفس در واقع یعنی تکرار کردن عبارات تاکیدی مثبت
برای به ظهور رسیدن خواسته ها.

جالب است بدانید ، هر چیزی – چه مثبت و چه منفی – به خود و
ذهنمان تلقین کنیم ، همان گونه برای ما اتفاق خواهد افتاد .

به برخی از عبارات منفی که ما متاسفانه به راحتی در زندگی
روزمره از آنها استفاده می کنیم و از تاثیر آن غافلیم توجه کنید :

 

اگر بخواهیم لیستی از تلقین های منفی که روزانه به ضمیر
ناخودآگاه خود وارد می کنیم را تهیه کنیم ، خود نیز ازوجود این همه عبارت و جمله ی
منفی در زندگی روزمره ی خود تعجب خواهیم کرد ، و اینجاست که متوجه می شویم چرا هیچ
پیشرفت عمده ای در زندگی نمی کنیم و همان آدمی هستیم که قبلا بودیم !

برای تحول و پیشرفت در زندگی باید ابتدا ذهن خود را از
جملات منفی خالی کرده و سپس با عبارات مثبت و سازنده ، جایگزین نماییم.

عبارات تاکیدی مثبت ، جملاتی ساده ، روان و برانگیزاننده
با ادبیات شخصی خود ما هستند که می توانند سرعت رسیدن ما به اهدافمان را چند برابر
کنند.

8 شرط مهم و اساسی برای عبارات تاکیدی مثبت :

1- جملات مثبت باید در حال دستیابی باشند.

در برخی کلاس های موفقیت گفته می شود اگر می خواهید به چیزی برسید ، آنرا در حال
ببینید ، مثلا چنانچه در پی خوشبختی هستید بگویید " من خوشبختم " ، در
حالی که این غلط است.

در جلسه گذشته گفتیم که در برخی موارد ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه ما در مقابل هم
قرار می گیرند ، وقتی می گوییم خوشبختم در حالی که اوضاع چندان مناسب نیست ، ضمیر
خودآگاه که داده های منطقی را می پذیرد ، خوشبختی فعلی را نپذیرفته و رد می کند در
حالی که ضمیرناخوداگاه آنرا قبول می کند.

از طرفی در جلسه ی گذشته گفتیم ، وقتی ضمیر خودآگاه و
ناخودآگاه در مورد کاری همسو بشوند ، توان آنها در هم ضرب می شود ، پس چه بهتر که
کاری کنیم که آنها را با هم همسو کنیم ، اما چگونه ؟

خب ، من میخواهم خوشبخت بشوم ، همچنین میخواهم ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه را هم با
یکدیگر همسو کنم تا نتیجه بهتری بگیرم ، پس بهتر است بگویم :

"من روز به روز به خوشبختی نزدیک تر می شوم . "

مثال دیگر : من روز به روز به قبولی در کنکور نزدیک تر
می شوم.

 

2- عبارت های تاکیدی را باید باور کنیم.

بعضی ها علی رغم بکار بردن عبارات
تاکیدی مثبت به نتیجه نمی رسند ، دلیل آن دو چیز می تواند باشد.

الف) برنامه ریزی و تلاش جسمی را شروع نکرده اند ، که در
جلسات آتی به تفصیل در مورد برنامه ریزی و هدف صحبت خواهیم کرد.

ب) عبارات تاکیدی را باور ندارند. یعنی در ذهنشان می گویند :

 

دقت کنید که لزوما این ما نیستیم که عبارات را باور نداریم
، این طعنه ها و تمسخر ها می تواند از جانب اطرافیان هم باشد ، یا باید آنقدر قوی
باشیم که بتوانیم بر انرژی های منفی دیگران غلبه کنیم و یا اینکه اصلا اطرافیان را
در جریان حرکت خود در مسیر تحول قرار ندهیم.

امام علی – علیه السلام – می فرمایند :" با یقین به
همه چیز می توان رسید."

باید هر طور شده نسبت به راهی که انتخاب کرده ایم باور
پیدا کنیم ، باید یقین داشته باشیم می شود و می توانیم ، وقتی این باور در کنار
تلاش جسمی و عبارات تاکیدی مثبت قرار گیرد ، اتفاقات خوبی در زندگی ما خواهد
افتاد.

3- عبارات تاکیدی مثبت حتی الامکان باید کوتاه و ساده
باشند.


خیلی نباید جمله ها را طولانی کرد ، باید بتوانیم به راحتی آنها را تکرار کنیم.
لازم است چندان در بند جزئیات نباشیم.



4- عبارات باید "برای ما" برانگیزاننده و محرک
بوده بطوری که با بکار بردن و تکرار آنها احساس خوبی به ما دست بدهد.

به طور مثال برای ازدواج ممکن است هر کس عبارت خاص خود را
داشته باشد ، به طور مثال :

 

5- بهتر است در مواقع مناسب عبارات تاکیدی مثبت گفته
شود ،

مثلا وقتی ذهنمان از دغدغه ها آرام است و آرامش داریم
بهترین حالت برای تکرار عبارات تاکیدی است ، سعی کنید در مواقع استرس و اضطراب
عبارات تاکیدی را بکار نبرید.

6- حتی الامکان سعی کنید عبارات تاکیدی را با صدای بلند تکرار کنید
به طوری که خودتان صدا را بشنوید ، البته همانطور که گفتیم ، چنانچه افراد منفی
دور و بر شما هستند که با شنیدن عبارات شما را مسخره کرده و نسبت به ادامه ی کار
سرد می کنند ، سعی کنید آرام عبارات را تکرار کنید.

7- تا حصول نتیجه عبارات تاکیدی را تغییر ندهید

 تکرار یک عبارت
ثابت در یک موضوع ، برای ضمیر ناخودآگاه بهتر است. مثلا چنانچه عبارات تاکیدی برای
قبولی در دانشگاه است ، سعی کنید تا رسیدن به دانشگاه عبارت تاکیدی قبولی دانشگاه
را به همان صورتی اولیه تکرار کنید .

8- بهتر است جملات تاکیدی خود را به این صورت آغاز کنید :

"به لطف خدا ... "

"با کمک خدا ..."

"به لطف الهی ..."

و ...

ابوعلی سینا – نابغه ای با جملات مثبت

کسی بین ما نیست که ابوعلی سینا – دانشمند برجسته ایرانی –
را نشناسد و به خدمات فراوان وی به علم و بشریت اذعان نداشته باشد.

وقتی از ابن سینا پیرامون دلیل موفقیتش می پرسند می گوید :

" 4 ساله بودم که استادم مرا نابغه خطاب می کرد ، او
به من گفت هر روز این جمله را چندین بار تکرار کنم * حافظه ی من هر روز بهتر و
بهتر می شود.* به توصیه استاد عمل کردم و هر روز چندین بار این جمله را تکرار می
کردم چنانکه باورم میشد.

کار به جایی رسید که گذشته ی دور خود را به یاد آوردم ،
زمانی را به یاد آوردم که در قنداق بودم و دنیا را سوراخ سوراخ می دیدم ، روزی از
مادرم در مورد این موضوع سوال کردم ، مادرم در کمال شگفتی گفت : آری ، زمانی که در
قنداق بودی من در حیاط خانه کار می کردم و برای اینکه خطری از جانب حیوانات خانگی
و حشرات متوجه تو نشود ، آبکش بزرگی را بالای سر تو می گذاردم."

مثال دیگر ادیسون است ، جالب است بدانید ادیسون 1093
اختراع اساسی و مهم دارد. وی در مورد زندگی اش می گوید:

" 16 ساله بودم که به جرم کودن بودن از مدرسه اخراجم
کردن ، روز یا شبی رو به یاد نمیارم که از پدرم کتک نخورده باشم.

موفقیت من دو دلیل مهم داشت ، یکی پشتکار فراوانی که داشتم و دیگری مادرم
که علی رغم بداخلاقی های پدرم به شدت مرا دوست داشت و همیشه با شوق تمام مرا *نابغه*
خطاب می کرد. به طوری که باورم شد نابغه هستم و به این جایی که هستم رسیدم."

یکی از مشکلات عمده ی ما "منفی" هایی است که در
زندگی ما جاری است و توسط خود یا اطرافیانمان مدام تکرار می شود به طوری که به یک
باور عمیق در ما تبدیل می شود.

گوته می گوید :" بزرگترین شیطان گمان بدی است که نسبت
به خودت داری."

بهتر است از همین امروز که می خواهیم در جاده ی موفقیت و
تحول گام برداریم ، واژه های "نمی شود" ، "نمی توانم" و
"نمی گذارند" را از ادبیات کلاممان حذف کنیم.

کلمات نقش اساسی در جهت دهی به ضمیرناخودآگاه ما ایفا می کنند ، به این دو نکته ی
بسیار مهم توجه کنید.

1- در جملات تاکیدی مثبت خود کلمات منفی بکار نبرید

بعضی از جملات شاید به خودی خود منفی نباشند ، اما کلمات
منفی در آنها بکار رفته است. باید توجه کنیم در عبارات تاکیدی مثبت حتی کلمه ی
منفی نیز نباید بکار ببریم ، چرا که ضمیر ناخودآگاه به تک تک واژه ها توجه می کند.

به جدول زیر دقت کنید ، عباراتی که نباید بکار ببریم و عبارات جایگزین آنها :

 

2 – این جملات مشهور ولی به شدت منفی را از مکالمات روزمره
ی خود حذف کنید:

 

فراموش نکنیم مثبت اندیشی با ساده اندیشی تفاوتی اساسی و
مهم دارد. ما در مثبت اندیشی واقعیت ها را می بینیم چرا که معتقدیم:

"منفی ها و مشکلات در زندگی ما وجود دارند ، اما ما
به لطف خدا اثر آنها را در زندگی خود خنثی کرده و بر آنها غلبه می کنیم"

ما با بی توجهی به منفی ها ، سعی می کنیم اثر آنها را در
زندگی خود خنثی کنیم.

در اینجا یک نکته ی اساسی و بسیار مهم را نباید فراموش کرد
، همانطور که در جلسه ی نخست گفتیم ، بنابر یک قانون طبیعی تا شروع به انجام کاری
می کنیم ، در مقابل آن مقاومت می شود.

بنابراین طبیعی است که تا شروع به تفکر مثبت و مثبت اندیشی
در زندگی می کنیم و سعی می کنیم منفی ها در ما اثری نداشته باشد ، شیطان زمزمه های
منفی را در ذهن ما تقویت کرده و منفی ها را بزرگ جلوه می دهد و با جملاتی از جنس
جمله ی زیر سعی می کند ما را از تحول و مثبت اندیشی بازدارد.

چرا خودتو گول میزنی ؟

مگه میشه مشکلات رو ندید گرفت ؟

اینا همش حرفه ، مثبت اندیشی چیه دیگه ؟

و ...

هر وقت چنین جملاتی در ذهن ما وسوسه شد ، نباید شک کرد این
همان وسوسه ی شیطان است که نمی خواهد بگذارد تحول در ما اتفاق افتاده و دید ما
نسبت به زندگی مثبت شود.

فراموش نکنیم باید در ابتدای راه تحول آماده ی مقابله با منفی ها و مقاومتها بود.

در ادامه قصد داریم شکل های مختلف عبارات تاکیدی مثبت را بیان
کنیم.

• اشکال مختلف عبارات تاکیدی مثبت :

همانطور که در جلسات گذشته گفتیم ، یکی از نکات مهم در
عبارات تاکیدی این است که جملات باید به زبان خود ما بیان شوند ، جملات را باید
طوری انتخاب و تنظیم کنیم که به ما انگیزه بدهد. مثالی که  در خصوص ازدواج
زدیم را به خاطر بیاورید.

4 شکل مهم عبارات تاکیدی مثبت :



1- شفاهی و فردی :

در این روش جمله ای را با سلیقه ی خود و با رعایت شرایطی که در جلسات
گذشته گفتیم ، تنظیم کرده و آن را خودمان برای خودمان به صورت شفاهی تکرار می کنیم
تا وارد ضمیر ناخودآگاه ما شود.



2- شفاهی و غیر فردی :

در این روش از فرد دیگری هم کمک می گیریم ، این فرد می تواند خواهر یا برادر ،
پدر یا مادر ، همسر و یا دوست باشد. بدین صورت که ما جملات تاکیدی مثبت را تکرار
کرده و فرد مقابل ، تایید می کند.



3- آواز و شعر :

شعر و آواز و جملات ریتم دار ، در برانگیخته شدن انگیزه های برخی افراد
نقش بسیار مهمی ایفا می کنند ، آواز و شعر به بعضی واقعا انگیزه می دهد ، اگر از
این دست افراد هستید ، جملات تاکیدی خود را به صورت ریتمیک و با زبان ساده تکرار کنید.



4- کتبی :

می توانیم عبارات مثبت را روی
کاغذ آورده و آن را در جایی که زیاد میبینیم – مثلا در اتاق – نصب کنیم ، البته
باید توجه کرد چنانچه در اطراف ما افراد منفی حضور دارند که با دیدن جملات به
تمسخر و دلسرد کردن شما می پردازند ، بهتر است از نوشتن و در جای عمومی قرار دادن
ان خودداری کنید.

یکی از نکاتی که باید در هنگام تکرار جملات تاکیدی مثبت بدان توجه کرد ، "انتظار"
است.



قانونی وجود دارد که می گوید :

" انتظار بیشتر از خود و دیگران داشتن ، به شدت بر بهبود عملکرد تاثیر
دارد."


ما باید انتظارمان از خود و دیگران را بالا ببریم ، البته فراموش نکنیم که انتظار
با توقع کاملا متفاوت است.

اجازه بدهید مثالی واقعی بزنیم :

"دوستی برایم تعریف می کرد : ما در یک آپارتمان زندگی می کنیم ، صاحب
آپارتمان ، پیرزنی بسیار بداخلاق است که در طبقه ی اول می نشیند و روزی نیست که به
ساکنان و مستاجرانش روی تند نشان ندهد و کلا هیچ کس از نیش و کنایه هایش در امان
نیست.

یک روز من تصمیم گرفتم در مورد برخورد این پیرزن با خودم
عبارات تاکیدی بکار ببرم و همزمان قانون انتظار را نیز در این مورد رعایت کنم ،
بدین ترتیب ، ابتدا از صبح مدام با خودم تکرار می کردم به لطف خدا امروز خانم
صاحبخانه با من به خوبی رفتار می کند ، همزمان ، انتظار خود را نیز بالا بردم ،
یعنی انتظار داشتم با من خوب برخورد کند ، به طوری که واقعا به یقین رسیدم که
امروز پیرزن همسایه بر خلاف همیشه که به نحوی گیر میداد ، با من بسیار خوب برخورد
خواهد کرد.

نتیجه شگفت انگیز بود !

وقتی وارد آپارتمان شدم پیرزن صاحبخانه لبخندی به من زد و
گفت : چطوری پسرم ؟ خسته نباشی !"

باز هم تاکید می کنیم که انتظار با توقع متفاوت است.

اگر ما همزمان با عبارات تاکیدی مثبت ، انتظار را نیز از
خودمان بالا ببریم ، گام مهمی برای رسیدن به خواسته هایمان برداشته ایم.

 

در ادامه 6 نکته ی بسیار مهم و اساسی در خصوص تاثیر عبارات
تاکیدی مثبت و استمرار در آنها بیان خواهیم کرد این جلسه یکی از نکات و در جلسه ی
بعد 5 نکته ی بعدی را بیان خواهیم کرد ، در این جلسه از سریال های تلوزیونی و
موسیقی های داخلی خواهیم گفت ، با ما همراه باشید.

6 نکته ی مهم برای استمرار و موثر بودن عبارات تاکیدی :

1- نگهداری

2- تکرار

3- عدم حساسیت

4- عدم نگرانی

5- تطابق حالات فیزیکی با خواسته ها

6- تصویرسازی ذهنی

• نگهداری : دو نوع نگهداری داریم ، اختصاصی و عمومی



الف ) نگهداری اختصاصی : باید توجه کرد وقتی عبارات تاکیدی مثبت را تکرار
می کنیم ، دیگر از تلقین های منفی و افکار منفی در خصوص خواسته ای که داریم باید
صرفنظر کنیم.

به طور مثال وقتی در مورد قبولی در دانشگاه عبارات تاکیدی مثبت بکار می بریم ،
باید تلقین های منفی و نگرانی نرسیدن به خواسته و قبول نشدن در دانشگاه را دیگر
کنار بگذاریم.



ب ) نگهداری عمومی : تا جایی که ممکن است باید تلاش کنیم خود را از منفی ها
دور کنیم ، موسیقی های منفی ، صحبت با دوستان منفی که مدام از مشکلات و ناامیدی می
گویند ، خواندن مجلات منفی و ... چیزهایی است که اگر بخواهیم به موفقیت برسیم
"باید" آنها را کنار بگذاریم.

یکی از این موارد مهم منفی موسیقی ها ، مجلات و فیلم های
منفی است .

( دوستان عزیز به دلیل اهمیت این قسمت ، ادامه ی این قسمت
، متن کامل صحبت های استاد فرهنگ است .)

تا حالا شده که دلتون بگیره ؟ آره؟ خیلی ؟ میخوام یه روش
یادتون بدم دلاتون تا گرفت باز بشه !



دیدین بقالی ها "راه باز کن"، "چاه باز کن" و
"چنته"، می فروشن؟

میخوام بهتون "دل باز کن" معرفی کنم!هر وقت دلتون گرفت نوار "سیاوش
قمیشی" گوش کنید!

سیاوش قمیشی حقیقتا از زخم ها و تلخی ها و واقعیت های زندگی میگه و ما رو آرام می
کنه!

- " سیاوش من دلم خیلی گرفته. فرهنگ میگه تو دل باز
کنی. بخون عزیزم"

- "الان میخونم برات"

"پرنده های قفسی ...."

وای سیاوش!

چه باحالی تو!

منو میگه ها!

پرنده ی قفسی!

از این ور باباهه ما رو کرده تو قفس!

از اون جامعه!

سیاوش جان چه خوب می فهمی!

."سکوتم از رضایت نیست

دلم اهل شکایت نیست ..."

وای خدا خیرت بده سیاوش.

دارم آروم میشم.

بخون.

ولی بزارین یه جدید ترش رو براتون بخونم!

محسن چاووشی:

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت!

بیام ببینم که همه حلقه زدن درو و برت!



حامد هاکان:

پشت سرم گفتی که من درگیر و قاطی پاتی ام!

تف به مرامت عوضی، از سرت زیادی ام!



رضا صادقی:

الهی خون بشی، تیکه بشی، آتیش بگیری!

منو کشتی، الهی عاقبت تو هم بمیری!



آرش معیریان:

از این لجم می گیره فک می کنی باحالی!

زهی خیال باطل!

آخر ضد حالی!



نیما:

عشق یه چیزی مثه کشک و دوغه!

تموم زندگی پر از دروغه!

هیچ کسی هیچ کسی رو دوست نداره!

دوست دارم، عاشقتم شعاره!



همه ی نوار ها رو گوش می کنه.

خوب تموم شد.

چیکار کنم؟



آهان آقای فرهنگ گفته بود عبارات تاکیدی!

من روز به روز شاد تر می شوم.



من روز به روز موفق تر می شوم.



یه نیم ساعت هم کج و راست میشه!

یوگا!

آرامش!



نه عزیز من از این خبرها نیست!

یک بام و دو هوا نمی شود!

از این ور موفقیت، از اون ور نوار منفی.



راستی بنیامین چی خونده؟

حالم بده

حالم بده

حالم بده

حالم بده

حالم بده

آدم بده

آدم بده

آدم بده

آدم بده

من تو پیاده رو راه می رفتم دیدم یه پسر بچه شاید دبستانی راه می رفت و داد می زد:

حالم بده

حالم بده

گفتم " تو بزرگ بشی چی میشی؟!"

خانوم ساعت 10 صبح میخواد ماهی تابه اش رو بشوره.

سه سانت ته گرفته.

سیم ظرفشویی رو گرفته که بیوفته به جوونش.

بعد میگه "حیفه همین جوری بشوریم! بزار ریتمیک بشوریم! نوار بخونه، ما
بشوریم!"

شستن ماهی تابه به صورت ایروبیک!

نوار چی میخونه؟

دل نگرونم

نگرونم

نگرونم

نگرونم

نگرونم

خانوم هم داره با همین ریتم ظرف میشوره.

بعد این قدر بامزه است.

میره دکتر:

- "آقای دکتر سلام"

- "سلام خانوم"

- " آقای دکتر حالم خیلی بده!"

- "چیه خانوم؟"

- "آقای دکتر همه اش استرس دارم!"

- "استرس دارین؟! خانوم محترم شاید منفی در زندگی شما
زیاده؟!"

- "منفی کدومه آقای دکتر ... خدا خیرتون بده...
ژنتیکیه!"

- "ژنتیکیه؟ چرا؟"

- "آقای دکتر بابای خدا بیامرزم هم، همه اش استرس
داشت! اصلا ما جد و ابادمون استرسین!"

عزیز من تو "دل نگرونی".

بابات هم از اون نوار هایی گوش می کرد که می گفت:

مستی هم درد منو

دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده

منو رها نمی کنه



در کلاس "موفقیت آنتونی رابینز" در آمریکا شرکت کنید.

رابینز به شما میگه نوار ها رو گوش نکنید.

چرا؟

چون تک تک این واژه های منفی در ناخودآگاه شما می نشیند و
همه ی اتفاقاتی که گفتیم، رخ خواهد داد.

اصل نگهداری عمومی یعنی اینکه تا جای ممکن خودت رو از منفی
ها دور کن.

رابینز مثال از خواننده آمریکایی میزنه، من از خواننده ی
ایرانی زدم.

بدون هیچ ابایی این رو میگم.

نوار هایی که مجوز ارشاد دارن، نوار هایی که ندارن، اون ور
آب، این ور آب، ماهواره، رادیو پیام، تلوزیون خودمون، سر و ته یک کرباس هستند!

/ 0 نظر / 86 بازدید